یاسمینیاسمین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

یــــاسمیــن

راه افتادن یاسمین

1392/4/19 12:49
نویسنده : مامان مژی
334 بازدید
اشتراک گذاری

امروز روز قشنگیه، چون شما امروز به تنهایی 5 قدم برداشتی، یعنی دیگه داری راه می افتی! خیلی هیجان زده شده بودم می دونی چرا، چون داشتم ازت فیلم می گرفتم تونستم از راه رفتنت هم فیلم بگیرم، همیشه فکر می کردم که وقتی اولین قدمهاتو به تنهایی خودت بر می داری آیا می تونم این لحظه رو برات ثبت کنم، که موفق شدم. خیلی لحظه قشنگی بود. خیلی دوست دارم عزیزم.

دیروز هم که نتایج اولیه این جشنواره را اعلام کردن شما نفر 54 شده بودی که کلی تو ذوق بابایی خورده بود که من این همه براش اس ام اس زدم، بچه من باید اول بشه. نتایج نهایی 18 مرداد اعلام می شه که امیدواریم شما امتیاز خوبی بگیری.

اداره مامانی هم بالاخره محلش عوض شد، بالاخره از اون محله پر سر و صدا راهت شدیم، الان ساختمان اداره اومده شهرک غرب و راه ما هم خیلی نزدیک شده، من صبح ها ساعت 5 از خواب پا می شدم خونه تهرانپارس بود و باید تو رو می بردم می زاشتم خونه مامان بهی که جنت آباد هست، بعد از اونجا می رفتم حافظ ، تقاطع جمهوری و و بعد از ظهر همین مسیر را برمی گشتم، ولی الان خیلی بهتر شد حداقل تا حافظ نمی رم، خونه مامان بهی تا شهرک غرب 10 دقیقه راه و از اون شلوغی راهت شدیم.

البته بعد از 6 ماه مرخصی من تونستم 6 ماه هم دور کاری بگیرم که فقط 2 روز در هفته می رم اداره و شما فقط 2 روز پیش مامان بهی هستی. 20 روز دیگه این 6 ماه هم تموم می شه و من نگران هستم که چه باید بکنم. امیدوارم بتونم 6 ماه دیگه دورکاری تمدید کنم. دعا کن مامان جان ...

همه دارن بهم پیشنهاد می دن که یه آبجی یا یه داداش کوچولوی دیگه بیارم، ولی نمی دونن که چقدر سخت مراقبت از شما ، اخلاق های خاصی داری 6 ماه اول که اداره نمی رفتم خیلی خوب بودی شب تا صبح می خوابیدی و من هم استراحت می کردم، ولی 6 ماه دوم از اون موقع  که من مجبور بودم صبح های خیلی زود بیدار بشم، شما هم اصلاً نمی خوابیدی و باید حتما پیش خودم و در حال شیر خوردن می خوابیدی، من هم نگران این وضعیت هستم چون روز به روز وایستگیت به شیر خوردن بیشتر می شه که حتی روز ها هم باید من پیشت باشم تا بخوابی وگرنه اصلا نمی خوابی، مخصوصا وقتی پیش مامان بهی هستی و اونو خیلی خسته می کنی.

علاقه شدیدی به برق و سیم و تلفن هرچی اسباب بازی برات می گیرم از هیچ کدوم خوشت نمی یاد و پرت می کنی کنار و مستقیم می ری سراغ هرچی سیم توی خونه هست پیدا می کنی و سریع می زاری توی دهنت ، می گن باید هواس بچه را پرت کرد تا دیگه سراغ وسایل خطرناک نره، ولی شما به هیچ عنوان حواست پرت نمی شه که نمی شه.

از صحبت کردنت بهت بگم الان که توی 12 ماه هستی خیلی خیلی لطف کنی و کارت گیر باشه یه ماما می گی ، ددر گفتنت خیلی جالبه که اونو دقیقاً می دونی کی استفاده کنی همچنین ممه خواستنت. تعجب کردنت خیلی باحاله می گی اووووووووووووو اووووووووووووو

یکسری کلمه های و جملات دیگه هم هست که من اصلا سر در نمی یارم.

اینم طرز غذا خوردنت که فقط ماست دوست داری خیلی هم دوست داری...

اینجا هم که فکر کردی گفتی مامان خیلی وقت منو نبرده وزن کنه بزار خودم وزنمو بگیرم ببینم یه وقت اضافه وزن نداشته باشم.

اینم عکس قشنگ ترین مرواریدهای دنیا که بالاخره ازشون عکس گرفتم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)